ق مثل قرار
وقتی منتظر چیزی یا کسی یا اتفاقی هستی ثانیه ها خیلی آزار دهنده می شند…روزهایی که گذشت فقط گذشت و چه خوب که گذشت..چیزی میان من و زندگی و شادی فاصله انداخت.اما حالا آرومم یا قراره که آروم باشم..قراره که بی قرار نباشم.قرار ه به قول و قرار هایی که با خودم و خدا گذاشتم عمل کنم…شاید دلم قرار بگیره
مامان و بابا رفتند سفر.جواب کنکور یکی دو روز دیگه میاد..مهلت تحویل پروژه ام داره تموم میشه..حالا تو بگو من چطور بی قرار نباشم؟

قرار بی قراریم!قرار بود مرا میان های و هوی دردها میان سیل اشکها به دست بی دریغ خود سکون دهی!قرارمانز خاطرت نرفته است؟…خدا رو شکر!
This entry was posted on می 17, 2008 at 7:37 ق.ظ and is filed under دل نوشته ها, فرهنگي. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed.
You can leave a response, or trackback from your own site.
می 17, 2008 در t 6:38 ب.ظ
فعلا علی الحساب بِجُنب …