ط مثل طلاق
By سارا
همیشه قصه های آشنایی نا تمومه…

This entry was posted on فوریه 6, 2008 at 4:49 ب.ظ and is filed under اجتماعي, روز نوشت. You can follow any responses to this entry through the RSS 2.0 feed.
You can leave a response, or trackback from your own site.
فوریه 9, 2008 در t 9:13 ب.ظ |
khili saiteh ziba va por mohtavai dariin beheton tabrik arz mikonam
فوریه 13, 2008 در t 3:08 ق.ظ |
سلام سارا خانم…می شه با یه نردبون بیای سراغم تا از بالای این علف های سبز شده از انتظار بیام پایین…چرا جواب نمی دین
حالا تقصیر من چیه که میشناسمت؟یه سر بزن تا در مورد طلاق با هم صحبت کنیم وگرنه…
فوریه 13, 2008 در t 6:52 ب.ظ |
كاش هيچوقت دوست داشتني متولد نميشد
كه روزي احساسي بميرد.
فوریه 13, 2008 در t 7:02 ب.ظ |
كاش هيچوقت دوست داشتني متولد نميشد
كه روزي احساسي بميرد.
فوریه 13, 2008 در t 7:23 ب.ظ |
…………..
………………..
……………………..
……………………………
…………………………………
……………………………………..
…………………………………………..
………………………………………………….
…………………………………………………………..
فوریه 22, 2008 در t 2:26 ق.ظ |
سلام سارای عزیز
اکثر پست ها رو دیدم ،ولی یه سوال به نظرم رسیدکه از این دوستتون آقای میرزایی می پرسم:
چرا همه جا نظر دادین الا در مورد طلاق ؟
ازش می ترسی؟
یا شاید هم تو روز تولدت نمی خواستی از صحنه های تلخ زندگی حرفی به میون بیاری؟(:
فوریه 22, 2008 در t 3:58 ب.ظ |
رسپینای عزیز، اگر به دنبال پاسخ هستید باید عرض کنم “جوابیه ای” ندارم.
پرتوان باشید.