![]()
سلام به این خونه جدید
سلام به یه لحظه جدید از زندگیم.می خوام اینجا مثل سیب زیبا و شاد زندگی کنم.مثل یه سیب سرخ و تازه سنبل شادابی باشم.می خوام حوا بشم و یه بار دیگه سبکسری کنم .می خوام باز به سبک اجداد عاشقم آدمها رو از بهشت رونده کنم تا بتونم عاشقشون کنم..می خوام به سبک سهراب بگم:زندگی سیبی ست گاز باید زد با پوست…
سیب میوه بهشته…من سیب بهشتیت می شم…
تو به من خندیدی و نمیدانستی
من به چه دلهره از باغچه ی همسایه سیب را دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلوده به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز
سالها هست که در گوش من آرام آرام
خش خش گامهای تو تکرار کنان
می دهد آزارم و من اندیشه کنان
غرق این پندارم ،که چرا
خانه ی کوچک ما سیب نداشت

سپتامبر 18, 2007 در t 5:17 ب.ظ |
سلام
خونه نو مبارک
امیدوارم که سیبستان همیشه سبز باشه.
موفق باشید
سپتامبر 18, 2007 در t 8:26 ب.ظ |
سیب سرخت مبارک سارای عزیزم :*
عاشق نباشه آدم حتی خدا غریبه س
در لحظه های حوا، هوا میمونه و بس…
سپتامبر 20, 2007 در t 9:40 ق.ظ |
سلام
چون خودت نخواستي درخت سيب رو بكاري …
حالا كه يكي دونه هاي سيب رو براي كاشتن در باغچه زندگي بدون هيچ چشمداشتي عطا كرده ؛ پس پرورش وظيفه ي توست …
شادان باشي
محمد ميرزائي